آذربایجان شرقی در دوره حکومت پهلوی، تحت تأثیر سیاست‌های تمرکزگرایانه و محدودیت‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، با فشارهای گسترده‌ای مواجه شد؛ روندی که به افزایش نارضایتی عمومی و تبدیل تبریز به یکی از کانون‌های مهم اعتراض و تحولات سیاسی کشور در سال‌های منتهی به انقلاب اسلامی انجامید

خسروشاه نیوز- سعید خسروشاهی: در دوره حکومت پهلوی، آذربایجان شرقی به‌عنوان یکی از مناطق ریشه‌دار در تاریخ، فرهنگ و هویت اجتماعی ایران، با فشارها و سیاست‌هایی مواجه شد که پیامدهای عمیقی بر فضای عمومی و سیاسی استان برجای گذاشت. رویکرد تمرکزگرایانه حکومت رضاشاه، که بر یکسان‌سازی فرهنگی و تضعیف تنوع‌های محلی استوار بود، زبان، آداب بومی و ساختارهای اجتماعی این منطقه را هدف قرار داد. این سیاست‌ها، همراه با محدودسازی نهادهای سنتی و کنترل شدید فعالیت‌های مذهبی و فرهنگی، زمینه نارضایتی گسترده در تبریز و دیگر شهرهای استان را فراهم کرد.

در دوران محمدرضا پهلوی، اگرچه روند نوسازی و توسعه ظاهری شدت گرفت، اما این تغییرات به‌صورت متوازن در سراسر استان توزیع نشد. شکاف‌های اقتصادی، تمرکز امکانات در برخی مناطق خاص و بی‌توجهی به مطالبات اجتماعی، و فرهنگی، احساس محرومیت را در بخش‌هایی از آذربایجان شرقی تشدید کرد. تبریز، با پیشینه‌ای طولانی در مشارکت‌های سیاسی و اجتماعی، همواره در کانون توجه نهادهای امنیتی قرار داشت و فعالیت‌های سیاسی، دانشجویی و مدنی با محدودیت‌های جدی روبه‌رو بود.

برخوردهای امنیتی با اعتراضات، بازداشت فعالان سیاسی و فرهنگی و محدود کردن فضای بیان مطالبات، سبب شد فاصله میان جامعه محلی و ساختار قدرت افزایش یابد. در چنین شرایطی، تجربه تاریخی فشار، نادیده‌گرفتن خواست‌های مردمی و تضعیف هویت بومی، آذربایجان شرقی را به یکی از کانون‌های اصلی نارضایتی و اعتراض علیه رژیم پهلوی تبدیل کرد.

این زمینه‌ها باعث شد که خطه آذربایجان، به‌ویژه شهر تبریز، در سال‌های منتهی به انقلاب اسلامی نقش برجسته‌ای در تحولات سیاسی کشور ایفا کند؛ نقشی که ریشه در حافظه تاریخی، مطالبه‌گری اجتماعی و تجربه طولانی مقابله با تمرکزگرایی و محدودیت‌های سیاسی و فرهنگی داشت.